السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

254

تفسير الميزان ( فارسي )

عموم كفار نهى مىكند و اگر بنا باشد داستان نامبرده سبب نزول باشد ، بايد سبب نزول آياتى باشد كه خصوص يهود و نصارا را نام مىبرد ، نه سبب نزول آيات مورد بحث كه نامى از اهل كتاب نمىبرد . و در تفسير صافى « 1 » در ذيل آيه : * ( « إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً . . . » ) * در كتاب احتجاج از امير المؤمنين ( ع ) روايت كرده كه در ضمن حديثى فرمود : خداى تعالى تو را دستور داده تا در دين خودت تقيه كنى ، براى اينكه مىفرمايد : زنهار ، زنهار ، مبادا خود را به هلاكت افكنى و تقيه اى را كه به تو دستور داده‌ام ترك نمايى ، زيرا با ترك تقيه سيل خون از خود و برادرانت به راه مىاندازى و نعمتهاى خودت و آنان را در معرض زوال قرار داده ، آنان را خوار و ذليل دست دشمنان دين نمايى ، با اينكه خداى تعالى به تو دستور داده كه وسيله عزت آنان را فراهم سازى . و در تفسير عياشى « 2 » از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه فرمود : رسول خدا ( ص ) بارها مىفرمود دين ندارد كسى كه تقيه ندارد ، و نيز مىفرمود : خداى تعالى خودش فرموده : * ( « إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً » ) * . و در كافى از امام باقر ( ع ) روايت آورده كه فرمود : « تقيه در هر چيزى براى آدمى خواه ناخواه پيش مىآيد ، و خدا هم به همين جهت آن را حلال فرموده » « 3 » . مؤلف : اخبار در مشروعيت تقيه از طرق ائمه اهل بيت ( ع ) بسيار زياد است ، و شايد به حد تواتر برسد و خواننده محترم توجه فرمود كه آيه شريفه هم بر آن دلالت دارد ، دلالتى كه به هيچ وجه نمىتوان آن را انكار نمود . و در معانى الأخبار از سعيد بن يسار روايت آمده كه گفت : امام صادق ( ع ) به من فرمود : مگر دين چيزى بجز حب مىتواند باشد ؟ خداى عز و جل مىفرمايد : * ( « قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّه ، فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّه » ) * « 4 » . مؤلف : اين حديث را صاحب كافى « 5 » از امام باقر ( ع ) و همچنين قمى « 6 »

--> ( 1 ) تفسير صافى ج 1 ص 253 . ( 2 ) تفسير عياشى ج 1 ص 166 ح 24 . ( 3 ) كافى ج 2 ص 220 ح 18 . ( 4 ) و در كتاب خصال ص 21 . ( 5 ) روضه كافى ص 67 ح 35 . ( 6 ) تفسير قمى ج 1 ص 100 .